السلام عليك يا اباصالح المهدي (عج)
گر از نگاه مست تو ٬ عكس فتد به جام مي
مستي چشم مست تو٬ مست کند پیاله را
چرا تو نمي آيي ؟ آن خيابان روبرو منتظر توست.من فكر مي كردم آسمان در يك جمعه زيبا كه به رنگ دلتنگي همه مردم است ٬كنار خواهد رفت و تو در باغچه خانه ما٬ نزديك بوته هاي نرگس فرو خواهي آمد.
افسوس! من و كلمات مجنونم شايد روز آمدنت را نبينيم .من به همه كساني كه آن روز تو را مي بينند حسوديم مي شود . كاش من به جاي چشمهايي كه در روزگار تو متولد مي شوند بودم.
نمي دانم كي عاشق شدم...فقط...من حتي به آينه ها كه بي هيچ واسطه اي تو را مي بينند حسودي مي كنم. من به هوا كه هميشه به درون تو سفر مي كند و گرم و پرشور برميگردد حسودي مي كنم .من به درختاني كه...
پروانه چو بر روي تو بنشست ٬دلم ريخت چون باد به گيسوي تو زد دست ٬ دلم ریخت
من عكس تو را بر رخ آن ماه كشيدم چون شب به گل روي تو دل بست٬ دلم ريخت
|
+| التماس دعا
" منتظر شهادت " در دوشنبه بیستم فروردین 1386
|